|
چهار شنبه 6 دی 1391برچسب:, :: 23:6 :: نويسنده : حسین
مدت هابود که مي خواستم رازي را که در سينه دارم به تو بگويم. اما نتوانستم. دوست داشتم هنگامي که از کنارم مي گذري اين راز را در چشمان عاشقم بخواني.ولي تو با بي اعتنايي مي گذشتي تا اينکه امروز قلم را برداشتم تا از بي مهريت بنويسم. ولي وقتي قلم را از روي کاغذ برداشتم ديدم نوشته ام: "با تمام وجود دوستت دارم [url=http://up.behtarin.com/][img]http://up.behtarin.com/uploads/thumbs/e920a464dd1.gif[/img][/url] نظرات شما عزیزان:
وبلاگ نایسی داری اگه افتخار میدی یه سر هم به ما بزن
![]()
![]() |