|
دو شنبه 6 آذر 1391برچسب:, :: 21:24 :: نويسنده : حسین
خدايا كمكم كن تا ، قوی و صبور باشم ، اما خود را فداي او سازم خدايا كمكم كن تا ، به همه لبخند بزنم ، اما براي او گريه كنم
خدايا كمكم كن تا ، مغرور باشم ، اما براي او غرورم را له كنم خدايا كمكم كن تا ، همه را ياري كنم ، اما او را غمخواري كنم خدايا كمكم كن تا ، با همه دوست باشم ، اما به او عشق بورزم خدايا كمكم كن تا ، با آدم ها زندگي كنم ، اما براي او بميرم.
![]()
دو شنبه 6 آذر 1391برچسب:, :: 21:15 :: نويسنده : حسین
همیشه ازین روز میترسیدم اما تو خود خوب میدانی که تنهایی من تمامی ندارد و تو برای دل من آمدنی نیستی و اینها همه خواب و خیال و رویایی بیش نبود اگر قرار به آمدنی بود تا به امروز آمده بودی و پایانی بودی برای تمام شبهای بی کسی ام روزهای سختی را پشت سرگذاشتم و پیش رو دارم اما حال میدانم که دیگر کسی را ندارم که منتظرش بمانم و دنیا هرروز و هرشب به انتظار تو تمام شود خسته ام خسته ..... ![]()
چهار شنبه 1 آذر 1391برچسب:, :: 23:17 :: نويسنده : حسین
خداوندا ![]()
چهار شنبه 1 آذر 1391برچسب:, :: 22:53 :: نويسنده : حسین
دلمان خوش است که مینویسم ![]()
چهار شنبه 1 آذر 1391برچسب:, :: 22:46 :: نويسنده : حسین
گاهی دوستت دارم و گاهی نه ... گاهی دلتنگ دیدارت می شوم و گاهی نه ... گاهی حسرت در آغوش کشیدنت را دارم و گاهی نه ... این گاهی نشان از چیست؟! غرور تو یا دل شکسته ی من ! ![]()
چهار شنبه 1 آذر 1391برچسب:, :: 22:19 :: نويسنده : حسین
نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن ![]() ![]() |